قاعده بخش پذیری بر اعداد طبیعی

برای تقسيم بر بيشتر اعداد طبيعی قاعده هايی وجود دارد. حتی برای برخی از اعداد بيشتر از سه قاعده به دست آمده است که می توان به کمک آن ها بخش پذيری اعداد را بررسی کرد و باقی مانده ه تقسيم آن ها را نيز تعيين نمود. البته در برخی موارد انجام عمل تقسيم، راحت تر از کاربرد قاعده به نظر می رسد. اين به مقسوم و مقسوم عليه بستگی دارد.

 قاعده تقسيم بر اعداد طبيعی از 1 تا ۱۵ در زير آورده شده است. قاعده تقسيم بر 1 : همه ی اعداد بر يک بخش پذير هستند.

 قاعده تقسيم بر 2 : عددي بر 2 بخش پذير است که رقم يکانش بر 2 بخش پذير باشد. باقي مانده تقسيم هرعدد بر 2 باقي مانده تقسيم رقم يکان عدد بر 2 است.

مثال- همه ی اعداد زوج بر 2 بخش پذیر هستند.

قاعده تقسيم بر 3 : عددي بر 3 بخش پذير است که مجموع ارقامش بر 3 بخش پذير باشد. باقي مانده ی تقسيم عدد بر 3 همان باقي مانده تقسيم مجموع ارقام آن عدد بر 3 است.

مثال- مجموع رقم های عدد 7512 برابر 15 است و 15 بر 3 بخش پذیر می باشد، بنابراین عدد7512 بر 3 بخش پذیر است.

قاعده تقسيم بر 4 :

الف) عددي بر 4 بخش پذیر است که دو رقم سمت راست آن بر4 بخش پذیر باشند. باقي مانده تقسيم هر عدد بر 4 مساوي باقي مانده تقسيم دو رقم سمت راست آن عدد بر4 .

مثال- عدد 5248 بر 4 بخش پذیر است. زیرا 48 بر 4 بخش پذیر است.

ب)عددی بر4 بخش پذیر است که رقم یکان به اضافه ی 2 برابر رقم دهگان آن بر 4 بخش پذیر باشد.

مثال- عدد 1568 بر 4 بخش پذیر است. زیرا 20 = (6*2)+8 و 20 بر 4 بخش پذیر می باشد.

قاعده تقسيم بر 5 : عددي بر۵بخش پذير است که رقم يکانش بر۵ بخش پذير باشد. باقي مانده تقسيم هرعدد بر۵ باقي مانده تقسيم رقم يکان عدد بر ۵ است. پس عددی بر ۵ بخش پذیر است که رقم یکن آن 0 یا ۵ باشد

مثال- اعداد 65، 240 و 800 بر5 بخش پذیر هستند.

 قاعده تقسيم بر 6 :

 الف )عددی بر 6 بخش پذیر است که هم بر2 و هم بر3 بخش پذیر باشد. 6=(3*2)

مثال- عدد 132 هم بر 2 و هم بر 3 بخش پذیراست. پس بر6 نیز بخش پذیر است.

ب ) عددی بر 6 بخش بذیر است که اگر رقم یکان آن را با چهار برابر مجموع بقیه ی ارقامش جمع کنیم حاصل جمع بر 6 بخش پذیر باشد.

مثال- عدد 141084 بر 6 بخش پذیر است. زیرا: 60=(8+0+1+4+1)4+4 عدد 60 بر 6 بخش پذیر است لذا عدد 141084 نیز بر 6 بخش پذیر است.

قاعده تقسيم بر 7 : عددی بر 7 بخش پذیر است که اگر 2 برابر رقم یکان آن را از عددی که از حذف یکان به دست آمده کم کنیم، حاصل بر7 بخش پذیر باشد.(در صورت لزوم این عمل را چندین بار تکرار می کنیم تا به نتیجه برسیم.)

مثال- عدد ۵194 بر 7 بخش پذیر است. زیرا: (8=2*4) 5194 (2=2*1) 511=8-519 49=2-51 49 مضربی از 7 است. بنابراین۵۱۹۴ بر 7 بخش پذیر است.

قاعده تقسيم بر 8 :

 الف) عددي بر8 بخش پذیر است که سه رقم سمت راست آن بر 8 بخش پذیر باشد. مثال- اعداد 4۵000 و706۵6 بر 8 بخش پذیرهستند. زیرا سه رقم سمت راست آن ها یعنی صفر و6۵6 بر 8 بخش پذیرهستند.

ب) عددی بر8 بخش پذیر است که رقم یکان آن به اضافه ی 2 برابررقم دهگان به اضافه ی 4 برابر رقم صدگان آن بر 8 بخش پذیر باشد.

مثال- عدد 6۵328 بر 8 بخش پذیر است. زیرا 24=(3*4)+(2*2)+8 و 24 بر 8 بخش پذیر می باشد.

قاعده تقسيم بر 9 : عددي بر 9 بخش پذيراست که مجموع ارقامش بر9 بخش پذير باشد. باقي مانده تقسيم عدد بر9 همان باقي مانده تقسيم مجموع ارقام آن عدد بر9 است.

مثال- عدد ۵148 بر 9 بخش پذیراست. زیرا مجموع رقم های آن یعنی 18 بر 9 بخش پذیر است. قاعده تقسيم بر 10 : عددی بر 10 بخش پذیر است که رقم یکان آن صفر باشد.

مثال- اعداد 70 ، 1200 و 810 بر 10 بخش پذیر هستند.

 قاعده تقسيم بر 11 : عددی بر 11 بخش پذیر است که اگر ارقام آن را یکی در میان به دو دسته تقسیم کنیم و مجموع ارقام هر دسته را به دست آوریم و سپس دو عدد به دست آمده را از هم کم کنیم عدد حاصل بر 11 بخش پذیر باشد.

مثال-عدد ۵240312 بر 11 بخش پذیر است زیرا: 14 = 2 + 3 + 4 + ۵ 3 = 1 + 0 + 2 11 = 3 - 14

قاعده تقسيم بر 12 : عددی بر 12 بخش پذیر است که هم بر 3 و هم بر4 بخش پذیر باشد.

مثال- اعداد 72 و 120 و 480 بر 12 بخش پذیر هستند.

 قاعده تقسيم بر 13 : عددی بر 13 بخش پذیر است که اگر 4 برابر رقم یکان آن را با عددی که از حذف یکان به دست آمده جمع کنیم، حاصل بر 13 بخش پذیرباشد. (در صورت لزوم این عمل را چندین بار تکرار می کنیم تا به نتیجه برسیم.)

مثال- عدد 247 بر 13 بخش پذیر است. زیرا: (28=7*4) 247 (8=2*4) 52=28+24 13=8+5

قاعده تقسيم بر 14 : عددی بر 14 بخش پذیر است که هم بر 2 و هم بر 7 بخش پذیر باشد.(14=7*2)

مثال- عدد 3۵42 هم بر 2 وهم بر7 بخش پذیر است. پس بر 14 نیز بخش پذیر است.

قاعده تقسيم بر 15 : عددی بر 1۵ بخش پذیر است که هم بر 3 و هم بر ۵ بخش پذیر باشد. (15=5*3)

مثال- عدد 43۵0 هم بر 3 و هم بر ۵ بخش پذیر است. پس بر 1۵ نیز بخش پذیر است.

قاعده تقسيم بر 16 : عددی بر 16 بخش پذیر است که چهار رقم سمت راست آن بر 16 بخش پذیر باشد.

قاعده تقسيم بر 17 : عددی بر 17 بخش پذیر است که اگر رقم یکان آن را ۵ برابر کنیم و آن را از عدد حاصل از حذف یکان عدد اولیه کم کنیم حاصل بر 17 بخش پذیر شود.

 قاعده تقسيم بر 18 : عددی بر 18 بخش پذیر است که هم بر 9 و هم بر 2 بخش پذیر باشد.

قاعده تقسيم بر 19 : عددی بر 19 بخش پذیر است که 2 برابر یکان آن به اضافه بقیه ارقام آن بر 19 بخش پذیر باشد.

قاعده تقسيم بر 25 : اعدادی بر 25 بخش پذیرند که دو رقم سمت راست آن ها بر 25 بخش پذیر باشد

شیوه های تقویت یاد دهی و یاد گیری درس ریاضی

مقدمه:
امروزه وقتي درباره تعليم و تربيت سخن به ميان مي آيد اصطلاحاتي نظير يادگيري و ياددهي نيز مطرح مي شود.
فرآيند يادگيري مي تواند ياد گيرنده را در هر مكان و هر زمان به طور عميق با فعاليتهاي آموزشي ديگر مرتبط و تجارب او را در اين زمينه به گونه اي بسيار موثرتقويت كند. ما معلمان مي توانيم روشهاي آموزشي خود را به گونه اي تنظيم كنيم كه دانش آموزان بتوانند هر چه بيشتر آموخته هاي خود را به ياد بياورند و درباره اطلاعاتي كه ضمن تدريس درس دريافت كرده اند فكر كرده و آنها را تجزيه و تحليل و طبقه بندي كنند و خود به نتيجه ، يعني به شناخت برسند؛ تا زمانيكه دانش آموزان ما خود به شناخت نرسند تبديل علم به عمل، فكر به برنامه، خلاقيت به توليد ممكن نخواهد بود . بنابراين بزرگترين و مهمترين خدمت معلم وادار كردن دانش آموزان به تفكر، استدلال و ارائه راه حل براي مشكلات است كه از طريق كاربرد شيوه هاي يادگيري و پرورش مهارت هاي فكري ميسر است. ايجاد انگيزه و علاقه يكي از مهمترين راهكارهايي است كه مي توان با ايجاد آن درك رياضي و حل مساله را براي دانش آموزان هموار نمود. در اين مقاله سعي شده است كه با ارائه راههايي دانش آموزان را به فهم دقيق مطالب درسي علاقمند كرد كه آن نيز با توجه به يافته هاي دقيق درسي و آموزش صحيح رياضي حاصل خواهد شد.
مفهوم كار گروهي و بحث و گفتگو در كلاس يكي ديگر از راههاي تحقق و پيشرفت در يادگيري رياضي در اين مقاله خواهد بود اميد است كه ارائه اين نوع شيوه ها بتواند به يادگيري دانش آموزان و ياددهي آموزش دهندگان عزيز كمك كند.

1) ايجاد انگيزه و نگرش مثبت نسبت به درس رياضي در دانش آموزان
بهترين انگيزه كه مخصوصا در يادگيري و علاقه به رياضي نقش عمومي ايفا مي كند بيان ريشه هاي تاريخي و بيان تارخ رياضيات در پيشرفت رياضي ...

مي باشد. جيمز كلارك ماكسول مي گويد:
(( يكي از بزرگترين امتيازات براي دانش آموزان هر رشته ، خواندن سرگذشت و تاريخچه آن موضوع است.)) با يك تحقيق تاريخي مي توان وقايع گذشته را به طور دقيق مورد مطالعه قرار داده و عوامل موثر تشكيل دهنده آنها را شناسايي كنيم تا مطالب درسي بهتر درك شود. بيان اين نكته كه تاريخ رياضيات از تاريخ علوم مستثني نيست و در نتيجه ، مطالعه و پژوهش در تاريخ رياضيات شناخت واقعيت ها را به دنبال دارد ، يكي از راههاي موثر در علاقمند كردن دانش آموزان خواهد بود.
از مطالعه و بيان تاريخ رياضي در كلاس، مي توان نقش ملل يا مذاهب مختلف و سهم آنها را در پيدايش و ترويج دانش رياضي بيان نمود مثلاً در مي يابيم كه نقش مسلمانان در پيشرفت رياضيات هم از نظر توسعه و هم از نظر ترويج آن نقش كاملاً قابل ملاحظه اي است و با بررسي خدمات ايرانيان به علوم رياضي جايگاه معرفتي اين مرز و بوم را مشخص مي كند. استاد شهرياري در كتاب سرگذشت رياضيات مي گويد :
(( تاريخ رياضي به ما مي آموزد كه مطالعة رياضيات موجب آزاد كردن روان انسان از انديشه هاي غير انساني مي شود تاريخ رياضيات نشان مي دهد كه مردم ساده ولي انديشمند در سراسر سياره زمين در ساختن بناي شوق انگيز و پرشكوه رياضيات امروزي دست داشته اند بررسي تاريخ رياضي باعث بازگرداندن ما به خود مي شود. وقتي بدانيم نخستين كتاب جبر و مثلثات به وسيله رياضيدانان ايراني به رشته تحرير در آمده است ، وقتي بدانيم رياضيداناني چون بيروني و جوزجاني همه دستورات مثلثاتي را بوجود آورده اند آن وقت است كه، حالت خود را از دست مي دهيم و به خود اعتماد مي كنيم و اين خود ياعث فهم بهتر مطالب و ايجاد انگيزه در يادگيري رياضي مي شود.))
بنابراين با بيان چگونگي پيدايش يك مطلب در كلاس درس، آمادگي بيشتري براي فهم مطالب بعدي به زبان رياضيات براي دانش آموزان فراهم مي شود و با اشتياق بيشتري شنونده مطالب خواهند بود و بر اين باور هستيم كه انگيزه اي در بين دانش آموزان ايجاد خواهد شد كه اين خود به فهم و يادگيري دقيق، ديد مثبتي خواهد داد.

اين قسمت را با سخن پروفسور محسن هشترودي به پايان مي رسانيم:
(( اگر با بزرگداشت گذشتگان مي خواهيم كاري كنيم كه جوانان امروز به استخوان هاي پوسيده آبا و اجدادشان ببالند، سخت خطا كاريم و اگر با انجام اين كار مي خواهيم امروزيان را تحقير كنيم و به آنان بفهمانيم نتوانسته اند مثل پدرانشان در زمينه هاي گوناگون علمي، ادبي و هنري بشكفند، در اشتباهيم اما اگر مي خواهيم از اين راه آنان را بر انگيزيم تا راه آن بزرگان را در پيش گيرند همان درست است و بايد آن را دنبال كنيم.))

2) استفاده از يافته هاي واقعي درس به عنوان نقطه شروع فعاليت:
ما بايد رياضي را آنطور كه هست به ديگران ياد دهيم. بايد توجه كنيم كه، رياضيات تنها مجموعه اي از حقايق نيست كه آنها را به شكل قضيه و لم ومسائل به ديگران نشان مي دهيم، بلكه رياضي، يك تفكر است كه ما، به وسيله مجموعه اي از قضايا و مسائل بايد آن تفكر را در كساني كه خواستار يادگيري آن هستند به وجود آوريم تا هركس با هر مقدار كه رياضي مي داند، بتواند با مسائل برخورد كند. يكي از راه هاي فهم واقعي درس، ايجاد تفكر است و آن يعني اينكه به آنها اجازه داده شود و تشويق شوند كه فكر كنند و با ايجاد تفكر خود، مساله تازه و قضيه ارائه دهند حتي اگر معلم قادر به انجام اين كار نباشد؛ مهم نيست مساله چقدر ساده و ابتدايي باشد مهم اين است، كه فكر تازه باشد بايد به آنها فكر تصميم دادن را ياد داد تا آنجا كه مي توانيم مطالب را به شكل تعميمي ارائه دهيم و بخواهيم درباره تعميم هر مطلب رياضي قابل فهم فكر كنند.
جرج پوليا معتقد بود كه اين يادگيرنده است كه بايد با تلاش دروني، علم را از درون خود برپا كند و اين نوع آموختن است كه انسان را توانمند مي كند. يكي از راه هاي اصول يادگيري، اصل يادگيري فعال است كه، شامل بصيرتها و تصورات و افكار است كه متوالياً در يادگيري نقش دارند. اصل يادگيري فعال اشاره به اين دارد كه اگر يادگيري همراه بافعاليت و كشف توسط خود دانش آموز باشد، همواره در ذهن جاي مي گيرد. براي يادگيري مفيد، يادگيرنده بايستي خودش قسمت عمده مطالب را كشف كند و با تعميم مطلب و توانايي خويش در فهم آن و با به كارگيري زبان رياضيات، مجهولات را از روي اطلاعات پيدا كرده و همراه با كنترل اثباتها، در حل مسائل به كار گيرد.
نكته بسيار مهم ديگر خواندن دقيق كتاب و درك صورت مساله است. با درك و فهم دقيق مساله و مطلب درسي مي توان مسائل را حل كرد بدون آنكه، بخواهيم حل آنها را از روي كتابي مونتاژ كنيم. گام ديگر معرفي كتب غير درسي پس از دانش دقيق مطالب درست به دانش آموزان است كه در يادگيري آنان موثر است. زيرا كتب درسي، معمولاً براي دانش آموزان متوسط نوشته مي شود و دانش آموزان تشنه علم، بايستي بتوانند از منابع ديگري استفاده كنند، كه البته جرج پوليا، به نقل از آناتول فرانس نقل مي كند:
(( سعي نكنيد با زياد ياد دادن به دانش آموزان غرور و تكبر خود را ارضا كنيد فقط كنجكاوي آنها را بيدار كنيد، چشم شنوندگان خود را باز كنيد ولي از سنگين كردن بار مغز آنها بپرهيزيد كافي است جرقه اي در آنها بوجود آوريد، هر جا كه خوراكي براي آتش وجود داشته باشد شعله آن به خودي خود افزون مي شود.))
حوزه برنامه درسي زماني قابل فهم است كه قدرتي در يادگيري را به عنوان يك رويداد مهم وجود آدمي بينديشيم. يادگيري با عوامل و منابع گوناگون در ارتباط است. رابطه يادگيري با ماهيت يادگيرنده بايد معلوم شود لازمه زندگي اجتماعي، يادگيري وياد دادن طبق قواعد و فنون خاص خود است.
البته به روش تعليم دهنده هم بستگي دارد. رابطه يادگيري با جامعه و نيازها و ضرورت هاي اجتماعي بايد با طور عملي تعريف شود. در يادگيري، دانش آموز بايد به سطحي از ادراك برسد گه بتواند ارتباط بين مفاهيم مختلف رياضي را درك كند مثلاً ارتباط بين حد و پيوستگي و مشتق و انتگرال و به عبارت ديگر بايد به مرحله مهارت برسد. هدف فرد نبايد فقط براي كسب نمره يا ترس از تنبيه باشد بلكه بايد، انگيزه مثبتي وجود داشته باشد تا اورا به سوي يادگيري تشويق كند و مطلب برايش جنبه اجباري و دستوري نداشته باشدو ثانياً پس از فهم، زحمت حل تمرينات را متحمل شود. ابوريحان بيروني كار و دانش و رياضيات را تصفيه كردن روح و جسم آدمي مي داند. هر گاه بخواهيم، به چيزي ارزشمند برسيم بايد از بعضي موارد جزئي چشم پوشي كنيم. براي رسيدن به انديشه رياضي بايد با رياضيات مانوس شويم هنگامي كه به اين مرحله رسيديم خود به خود تنبلي و كاهلي از ما دور خواهد شد.
رياضيات علمي پيوسته است بايد از ريشه شروع كنيم و بعد به شاخه هاي پر بارش خواهيم رسيد.

3) كار گروهي و بحث همگاني و تاثير آن بر يادگيري دانش آموزان
اگر به فكر يادگيري معنادار و مداوم در دانش آموزان خود هستيم بايد با نظريات دانشمنداني مانند پياژه و بونر آشنا شويم واز آنها در تدريس خود استفاده كنيم. يكي از نظريات اين دانشمندان در روانشناسي يادگيري رياضي، آن است كه دانش آموزان، خود سازنده دانش خويش باشند.
يكي از مشكلات موجود در تدريس و يادگيري رياضيات، عدم توجه به تفاوتهاي فردي شاگردان در كار رياضي و نگاه موجي به كلاس است. زيرا در كلاس افراد زيادي وجود دارند كه مانند ما نمي انديشند و كسب يادگيري و شناختي آنان با يكديگر و با خود ما متفاوت است ولي با استفاده از بحث گروهي و كار در گروه هاي كوچك، فرصت خوبي براي يافتن تفاوت هاي فردي ايجاد مي شود.
رياضيات به عنوان فعاليتي انساني، پديده اي اجتماعي، فرهنگي و تاريخي است.رياضيات داراي موضوعي واقعي و معنادار است و معني آن رابايد، در خرد جمعي آحاد بشر جستجو كرد. نظريه تعامل اجتماعي و يگوتسكي نيز بر اين اذعان دارد كه يادگيري و فعاليت آگاهانه اساساً اجتماعي و گروهي است و نه انفرادي.
افزايش توانايي كشف پاسخ و ارائه استدلال در دانش آموزان مي تواند يكي از اهداف آموزش رياضي باشد. همراه با افزايش توانايي هاي گروهي، دانش آموزان مي توانند با جنبه هاي مختلف رياضي آشنا شوند.
معلم مي تواند با كار گروهي در كلاس ويژگي هاي فردي دانش آموزان را مورد بررسي قرار دهد: خلاقيت ابتكار و تشريك مساعي در گروه، رهبري و مشاركت، پشتكار و دقت، انعطاف پذيري و تحمل نظر ديگران، اشتياق رفتن به فراتر مساله.
انتظار مي رود بدين ترتيب دانش آموزان در سير آموزش به توانايي ارائه حدس خوب دست يابند و با ارائه اثبات هاي گوناگون و تبادل نظر در كلاس، در نهايت درك مناسبي از ارزش هاي رياضي بدست آورند. در واقع كار گروهي در كلاس بدين ترتيب كه دانش آموزان، به گروه هاي 3 الي 5 نفره تقسيم مي شوند، باعث مي شود كه روح مشاركت و همكاري در دانش آموزان تقويت شود. كلاس درسي كه سال ها بايست دانش آموزان در آن صم بكم بنشينند تبديل به محيطي فعال و شلوغ و پرجنب و جوش مي شود. همچنين حل فعاليت هاي كلاسي و تمرينات و مثالهاي طرح شده توسط معلم، توسط خود آنها انجام مي گيرد و نتيجه تحقيقات از زبان آنها مطرح مي شود.
فن دويل درباره دستورالعمل ها و راهكار هاي علمي تدريس مي گويد:
« از گروه هاي يادگيري مشاركتي استفاده كنيد.»
بايد دانش آموزان را تشويق كرد كه هم با معلم و هم با يكديگربحث و گفتگو كنند چيزي كه در كلاس هاي سنتي معمولاً تقبيح مي شود و اغلب معلم، تنها كسي است كه، صحبت مي كند و به طور يكنواخت سخنراني مي نمايد. با تغيير مسير از اين رويكرد سنتي، بايد اين عادت را شكست. يادگيرنده ها، مفاهيم را ضمن گفتگو در كلاس براي خود صورت بندي مي كنند و نظرات يكديگر را مي شنوند و در قبول يا رد آنها بحث مي كنند و هر دانش آموز با هرنوع فعاليت درسي در كلاس، مطرح مي شود و هم اين امر، باعث بالا رفتن اعتماد به نفس در آنها مي شود. ضمن اينكه فعاليت هاي هر گروه اختصاص گرفتن امتياز مثبت را به همراه خواهد داشت، كه اين خود باعث مي شود كه، هر گروه با انگيزه و شوق بيشتري فعاليت كند و اين امر باعث به وجود آمدن رقابت سالم در كلاس مي شود.

دو فن مهم به نقل از دكتر گويا در خصوص روشهاي يادگيري و ياددهي :
1) كار در گروه هاي كوچك :
كار در گروه هاي كوچك يكي از مولفه هاي اصلي آموزش و تدريس است دانش آموزان در گروه هاي ك.چك ياد مي گيرند تا به كارهاي خود نظارت داشته باشند و آنرا ارزيابي كنند همكاري مشاركتي هر دانش آموز با ساير اعضاي گروه، كه از او تواناترند، باعث تقويت و رشد ذهني او مي شود.
2) بحث همگاني
اين مفهوم به معني جمع آوري نظرهاي گروهي كوچك و ارائه آن به تمام كلاس است. بحث همگاني و كار در گروه هاي كوچك لازم . ملزوم يكديگرند. كار در گروه هاي كوچك و بحث همگاني، تاثير عميقي بر باورهاي يادگيرندگان داردو اين عمل، با يادگيرندگان كمك مي كند تا تنوع روش هاي حل مساله را تجزيه و تحليل كنند و در زمينه راه حل درست، تصميم گيري كنند. توانايي تصميم گيري كه به حل مساله مي انجامد، با توانمندي هاي فراشناختي يادگيرندگان ارتباط نزديك دارد.

نتايج و بررسي هاي نشان داده شده در مورد طرح كار گروهي دانش آموزان :
1) يادگيري دقيق دانش آموزان و اظهار علاقه مندي آنها با درس رياضي.
2) فعاليت كار گروهي آنها مانع از خسته شدن آنها در كلاس مي شود.
3) افزايش مشاركت آنها به هنگام حل تمرين.
4) كاستن اضطراب در مواقع امتحان و بالا رفتن اعتماد به نفس آنها.

منبع: سایت شبکه آموزش

 

تاریخچه عدد صفر

يکی از معمول ترين سوال هايی که مطرح ميشود اين است که: چه کسی صفر را کشف کرد ؟ البته برای جواب دادن به اين سوال به دنبال اين نيستيم که بگوييم شخص خاصی صفر را ابداع کرد و ديگران از آن زمان به بعد از آن استفاده ميکردند. اولين نکته شايان ذکر در مورد عدد صفر اين است که اين عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسيار مهم تلقی می شود. يکی از کاربرد های عدد صفر اين است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) به کار می رود. بنابر اين در عددی مانند ۲۱۰۶ عدد صفر استفاده شده تا جايگاه اعداد در جدول مشخص شود که به طور قطع اين عدد با عدد ۲۱۶ کاملا متفاوت است. دومين کاربرد صفر اين است که خودش به عنوان عدد به کار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنيم. هيچکدام از اين کاربرد ها تاريخچه پيدايش واضحی ندارند. در دوره اوليه تاريخ کاربرد اعداد بيشتر به طور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. به طور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، ...به کار می بردند و در اين گونه مسايل هيچگاه به مساله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر يا اعداد منفی باشد. بابلی ها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هيچ نمادی را برای جای خالی در جدول به کار نمی بردند. می توان گفت از اولين نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردند گيومه (") مثلا عدد ۶"۲۱ نمايش دهنده ۲۱۰۶ بود. البته بايد در نظر داشت که از علا‌‌ئم ديگری نيز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد وليکن هيچگاه اين علائم به عنوان آخرين رقم آورده نمی شدند بلکه هميشه بين دو عدد قرار می گرفتند. به طور مثال عدد "۲۱۶ را با اين گونه علامت گذاری نداريم. به اين ترتيب به اين مطلب پی می بريم که کاربرد اوليه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلا به عنوان يک عدد نبوده است. البته يونانيان هم خود را از اولين کسانی می دانند که در جای خالی از صفر استفاده می کردند. اما يونانيان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابليان نداشتند. اساسا دستاورد های يونانيان در زمينه رياضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت ديگر نيازی نبوده است که رياضيدانان يونانی از اعداد نام ببرند؛ زيرا آنها اعداد را به عنوان طول خط مورد استفاده قرار ميدادند... (بر روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید) البته بعضی از رياضيدانان يونانی ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در اين قسمت به اولين کاربرد علامتی اشاره می کنيم که امروزه آن را به اين دليل که ستاره شناسان يونانی برای اولين بار علامت 0 را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می ناميم. تعداد معدودی از ستاره شناسان اين علامت را به کار بردند و قبل از اين که سر انجام عدد صفر جای خود را به دست آورد، ديگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در رياضيات هند ظاهر شد. هنديان کسانی بودند که پيشرفت چشمگيری از اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ايجاد کردند. هنديان نيز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند. اکنون اولين حضور صفر را به عنوان يک عدد مورد بررسی قرار می دهيم: اولين نکته ای که می توان به آن اشاره کرد اين است که صفر به هيچ وجه نشان دهنده يک عدد به طور معمول نمی باشد. از زمان های پيش اعداد به مجموعه ای از اشياء نسبت داده می شدند و در حقيقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ويژگی های مجموعه اشياء نتيجه نمی شدند، ممکن شد. هنگامی که فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را به عنوان عدد در نظر بگيرد با اين مشکل مواجه می شود که اين عدد چگونه در عمليات محاسباتی جمع، تفريق، ضرب و تقسيم عمل ميکند. رياضيدانان هندی سعی بر آن داشتند تا به اين سوالات پاسخ دهند و در اين زمينه نيز تا حدودی موفق بوده اند. اين نکته نيز قابل ذکر است که تمدن ماياها که در آمريکای مرکزی زندگی می کردند نيز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را به کار می بردند. بعد ها نظريات رياضيدانان هندی علاوه بر غرب، به رياضيدانان اسلامی و عربی نيز انتقال يافت. فيوناچی، مهم ترين رابط بين دستگاه اعداد هندی و عربی و رياضيات اروپا می باشد.

واژه ریاضیات و بهترین واژه جایگزین آن

واژه ریاضیات و بهترین واژه جایگزین آن

واژه ریاضیات ، به جای واژه یونانی (( ماته ماتیکه )) Mathematike گذاشته شده است که خود از (( ماته ما )) Mathema به معنای (( دانش )) و (( دانایی )) آمده است.اغلب ، واژه (( ریاضیات )) را ، برگرفته از واژه (( ریاضت )) دانسته اند ؛ چرا که (( ریاضت )) تنها به معنای (( پرهیزکاری بدنی )) نیست و (( در خود فرو رفتن ))  و (( فهمیدن )) و (( رسیدن  به رازها )) را هم می رساند. 

دیدگاه های دیگری هم وجود دارد. بسیاری از زبانشناسان، با بحث های زبان شناختی نتیجه می گیرند ، (( ماته ما )) همان واژه ایرانی (( مزدا )) است که همان معنای واژه یونانی را دارد : (( دانا )) و (( آگاه )).  دیدگاه سوم ، معتقد است که واژه (( ریاضی )) از واژه فارسی (( راز )) به معنای (( اندازه گرفتن )) آمده است. این واژه هنوز در واژه های (( تراز )) و (( ترازو )) با حفظ معنای خود باقی مانده است. در واژه (( ترازو )) ، (( ترا )) به معنای (( از این سو و آن سو )) ، (( راز )) به معنای (( اندازه گیری )) است . پسوند (( او )) در بسیاری جاها در زبان فارسی ، به معنای (( بسیار )) به کار رفته است. به این ترتیب ، (( ترازو )) یعنی : (( اندازه گیری و مقایسه بسیار )) . در ضمن ، واژه (( مر )) در زبان فارسی ( که در واژه های (( شمر )) و (( شمردن )) وجود دارد ) ، به معنای (( شمردن )) و (( محاسبه کردن )) است.بدین ترتیب ، اینان ، به جای واژه (( ریاضیات )) ، واژه (( رازومَر )) را پیشنهاد می کنند که درست به معنای (( اندازه گرفتن و شمردن )) است و اگر ریاضیات را (( دانش رابطه های کمیتی و شکل های فضایی )) بدانیم ، واژه (( رازومر )) می تواند انتخاب درستی باشد. 

اگر واژه (( ریاضیات )) را ( که نه در ترکیب زیباست و نه بروشنی معرف یکی از دانش هاست ) ، برگرفته از واژه (( ریاضت )) فرض کنیم ، می تواند اثری منفی در علاقه مندان به این دانش بگذارد؛ زیرا همگان (( ریاضت )) را به معنای (( سختی کشیدن )) ، (( در انزوا فرو رفتن )) و (( فشار بیش از اندازه به خود می دانند )) ، که با ماهیت دانش ریاضی سازگاری ندارد. این تعبیر ، شبیه تعبیری است که برخی بر واژه (( جبر )) می آورند و آن را به معنای (( زور و فشار )) می دانند ، در حالی که خوارزمی ، واژه (( جبر )) را به معنای (( جبران کردن )) گرفته است؛ چرا که به تعبیر خوارزمی و به زبان امروزی ، می توان عدد منفی را از یک طرف معادله ، به طرف دیگری برابری برد تا مقداری مثبت شود ( یعنی جبران شود ). در مصراع : “که جبر خاطر مسکین بلا بگرداند ” ، واژه (( جبر )) درست به همین معنای (( جبران کردن )) به کار رفته است. جدا از این بحث که (( ماته ما )) از (( مزدا )) گرفته شده است یا ریاضیات از واژه (( راز )) آمده است، به نظر می رسد ، اگر قرار باشد واژه ای فارسی به جای واژه (( ریاضیات )) انتخاب شود ، بهترین پیشنهاد ، همان واژه (( رازومَر ))باشد که هم زیباست و هم از نظر معنا ، با واژه (( ریاضیات )) سازگار است.

    علی رضا نادری منبع : برگرفته شده از کتاب  “فرهنگ ریاضیات ” -  ( انتشارات مدرسه )