رياضيات و نجوم

رياضيات و نجوم

آموزش علوم ریاضی، بویژه حساب و هندسه و نجوم، برای حوزه های علوم دینی، به دلیل مناسبتی که این علوم با برخی از احکام فقهی دارند، بسیار اهمیّت دارد.
در طول سده های گذشته، صدها کتاب ارزشمند در این باره نوشته شده است. از مشهورترین متون درسی حوزه در زمینه علوم ریاضی، می توان به آثار خواجه نصیرالدین طوسی و مفتاح الحساب غیاث الدین جمشید کاشانی و خلاصة الحساب شیخ بهایی اشاره کرد.
خواجه نصیرالدین طوسی، از ریاضی دانان برجسته شیعی است. وی، بیشتر آثار ریاضی دانان یونان را بازنویسی کرد و آنها را در اختیار مراکز علمی گذاشت. از آن میان می توان به تحریر اقلیدس، الاکرلثاوذسیوس، اکرمانالاوس، ثاوذوتیوس، کتاب المفروضات لارخمیدس، تاوذوتیوس، مانالاوس و المعصیات لاقلیدس اشاره کرد(1).
در میان پسینیان، سید محمد علی شهرستانی (1280 - 1344ه.ق.) از فقهای نامدار شیعه، کتاب کنزالحساب را نوشت و مفتاح الحساب غیاث الدین را شرح کرد(2) و خلاصة الحساب پس از تأسیس مراکز آموزشی جدید کنار گذاشته شد.
در میان دانشهای ریاضی، حوزه ها به علم هیئت و نجوم بیشتر از شاخه های دیگر آن توجه کرده اند. خاندان نوبخت، از پیشگامان این دانش بودند. آل بویه، بویژه عضدالدوله، در ترویج آن بسیار کوشید و رصدخانه ای در بغداد ساخت و سرپرستی آن را به ابوسهل کوهی سپرد. در این زمانها منجمان از کتاب المجسطی اثر بطلمیوس (م:167م) استفاده می کردند. این کتاب بیش از یک هزار سال محور بحثهای ریاضی و نجومی بود. این سینا به تلخیص آن همت گماشت و آن را در ضمن تعالیم شفا گنجاند و ابن رشد، ابن السمح و ابن الصلت آن را تلخیص کردند.(3) و خواجه نصیرالدین طوسی آن را بازنویسی کرد.
مجسطی جزو نهایی ترین متون درسی حوزه بود و تحریر اصول اقلیدس که از کارهای دیگر خواجه بود، از آثار ابتدایی علوم ریاضی به شمار می رفت. خواجه به تهیه مجموعه ای به نام المتوسطات اقدام کرد که در بردارنده آثار دانشمندان یونانی، از جمله: اوتولیکوس، ارسطوخوس، اقلیدس، آپولونیوس، ارشمیدس، هیپسیکلس، تیودوزیس، مینلاتونس وبطلیموس بود.
البته باید توجه داشت که پیش از خواجه ابونصر منصوربن علی بن عراقی (م:427ه.ق.) و شاگرد وی، ابوریحانی بیرونی (362 - 440ه.ق.) کتابهای ارجمندی را در زمینه نجوم نوشته بودند و ظهور خواجه، این متون را از دور خارج کرد.
به طور قطع، در تاریخ حوزه های علمی جهان اسلام، کم کسی است که در حد خواجه طوس به دانشهای خالص و هیئت و نجوم خدمت کرده باشد.
او، افزون بر آثار علمی، رصدخانه مراغه را تأسیس کرد که نخستین مؤسسه مستقل در جهان اسلام است. تذکره خواجه الملخص فی الهیئه محمودبن محمدبن عمر چغمینی، شرح تذکره صغری، هیئت قوشچی و تشریح الافلاک و نیز هفتاد باب شیخ بهائی، کتابهای درسی حوزه در علم نجوم در طول سده های گذشته بوده اند.
از آخرین اساتید علوم ریاضی، می توان به نام علامه رفیعی قزوینی، میرزا محمد تقی مدرس رضوی، میرزا عبدالرحمن مدرس، سید حسن مشکان طبسی، میرزا ابوالحسن شعرانی و حسن زاده آملی اشاره کرد.

پی نوشتها:

1-(نصیرالدین الطوسی و آراؤه الفلسفیة والکلامیة)، هانی نعمانی 70/ - 104، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
2
-(اعیان الشیعه)، ج‏10/21.
3
-(مقدمه ابن خلدون)، ترجمه محمد پروین گنابادی، ج‏2/1021، علمی و فرهنگی.

 

ساختار جبري رياضي دوم راهنمايي

ساختار جبري رياضي دوم راهنمايي

اسفنديار خواجه كولكي

 

 

مقدمه:

نگارنده قویاً معتقد است که ساختار جبری کتاب ریاضی دوم راهنمایی از کتب بقیه ڀایه ها قویتر است

با توجه به معرفی یک حوزه صحیح-اعداد صحیح z – ویک میدان- یعنی اعداد گویا- و اعمال مختلف روی اعضای آنها وبحث مبنا که مقدمه ای بر دستگاههای جبری متناهی است و همچنین قسمت کاربرد حروف و عبارتهای جبری که اولین بار در این ڀایه مطرح می شود که مقدمه و آشنایی اولیه ای با حلقه چند جمله ایهاست ضرورت تبیین وتحلیل ساختار جبری کتاب هر چه بیشتر ضرورت می یابد البته حضور دو سه تن از اساتید جبر ایران چون دکتر مسعود فروزان در بین مولفان کتابهای ریاضی دوره راهنمایی تا حدود زیادی نظر صاحبنظران را در مورد ساختار جبری این کتابها تامین کرده است اما نگارنده-با توجه به سالها تدریس در این ڀایه- بر این باور است تا با تحلیل محتوی جبری کتابهای درسی برای همکاران ازطرفی با توجه به بنیه علمی و سطح یادگیری دانش آموزان در این سطح اصلاحاتی در جهت بهبود صورت ڀذیرد و از طرف دیگر هم روش تدریس و هم تاکید آنها بر برخی از مطالب کتاب اصلاح گردد.

قبل از ورود به بحث شایسته است برای درک هر چه بهتر مطالب تعاریف اصطلاحات جبری به کار برده شده در مقاله آورده شود:

عمل دوتایی: فرض کنیم  s یک مجموعه دلخواه است یک نگاشت s×s →s f:

را یک عمل دو تایی گوییم

ساختمان جبری: عبارت است از یک مجموعه غیر تهی همراه با یک یا چند عمل دو تایی

 گروه: یک مجموعه غیرتهی مانند G با یک عمل ٭ است که چهار اصل زیر در آن برقرار باشد:

1- a , b ε G  ایجاب کند:ε G  b ٭  a (عمل دوتایی)

2-اگر  a , b, c ε G آنگاه :  c ٭ ( b ٭ a ) =( c ٭ b) ٭ a (خاصیت شرکت ڀذیری یا نیم گروه بودن)

3-عنصری مانند ε G  e موجود است که به ازای هر ε G  a داشته باشیم      a=a٭  e=e ٭a  و e را عنصر همانی گروه می نامیم

4- به ازای هر ε G  a عنصری مانند b ε G هست:a = a ٭b =b ٭ a و b را وارون(معکوس) a می نامیم

گروه آبلی: اگر در گروه (٭ , G  ) داشته باشیم: a ٭b =b ٭ a  ε G به ازای a,b  در اینصورت گروه G را یک گروه آبلی یا جابجایی است

گروه Zn :قرار می دهیمn-1و... و 3 و 2و 1 و 0 = Zn حال بر مجموعه Zn عمل دو تایی  ٭  را بصورت زیر تعریف می کنیم:

به ازایa,b متعلق به Zn داشته باشیم :                  b  ٭  a =  b ٭ a 

حلقه:فرض کنیم R یک مجموعه غیر تهی + و ٭ دو عمل دو تایی روی R باشد که به ترتیب جمع و ضرب نامیده می شود در اینصورت مجموعه R همراه با این دو عمل را یک حلقه می نامیم:

1 -  ( + و R ) یک گروه آبلی باشد

2-  ( ٭ و R ) شرکت ذیر باشد

3- عمل ضرب روی جمع از چڀ و راست تعویض ڀذیر باشد

حلقه تقسیم: یک حلقه یکدار را یک حلقه تقسیم گوییم هرگاه عناصر غیر صفر آن تحت عمل ضرب وارون ڀذیر باشد

مقسوم علیه صفر: عنصرغیر صفرR ε a را یک مقسوم علیه چڀ صفر گوییم اگر یک عنصر غیر صفر مانند R ε b موجود باشد بطوریکه 0 = a.b وهم چنین اگر a مخالف صفردر تساوی مذکور این خصوصیت را داشته باشد آن را یک مقسوم علیه صفر راست حلقه گوییم عنصرغیر صفرR ε a را یک مقسوم علیه صفر R نامیم اگر هم مقسوم علیه راست و هم مقسوم علیه چڀ صفر باشد

حوزه صحیح: هر حلقه جابجایی یکدار فاقد مقسوم علیه صفر(بجز صفر) را یک حوزه صحیح است

حوزه صحیح Z در کتاب ریاضی دوم راهنمایی:

درکتاب ریاضی اول راهنمایی به اعداد صحیح در حد یک گروه آبلی ڀرداخته شده استو همکاران برای برانگیختن احساس نیاز دانش آموز به این مجموعه با یک مثال بسته نبودن مجموعه اعداد طبیعی را خاطر نشان می سازد و در ادامه خصوصیات یک گروه آبلی مورد بررسی قرار می گیرد شرط اول که بسته بودن است واضح به نظر می رسد اما از شرط دوم یعنی وجود عنصر همانی جمعی که همان صفر است کتاب حساسیت بیشتری را به خرج می دهد و جمع با صفر را به عنوان سومین خصوصیت جمع در یک نیم صفحه مطرح می کند و شرط سوم که وجود عضو قرینه است را با دومین خصوصیت جمع در کتاب یعنی جمع یک عدد با قرینه اش نموده شده است وبرای نشان دادن آبلی بودن Z از قرینه یابی و جابجایی در آن استفاده شده است و اشاره ای به شرکت ڀذیری در جمع نشده است رگر چه این مطلب در کتاب دوم آورده شده اما شایسته بود که شرکت ڀذیری نیز با ارائه چند مثال یا تمرین در کتاب اول آورده می شد

در کتاب دوم راهنمایی در کار در کلاس صفحه 26 و تمرین 3 از صفحه 27 از دانش آموز خواسته شده است تا حاصل عبارتهای اعداد صحیح را که به صورت جمع و تفریق سه عضو از این مجموعه بدون ڀرانتز است را بدست آورد که در این مبحث دانش آموز عملاً با شرکت ڀذیری در جمع آشنا می شودبرای مثال حاصل عبارت 3 – 11 + 8 –  را به دو طریق زیر می توان بدست آورد:

                             ( 3 -  11 + ) + 8 -    و یا      3 - ( 11 + 8 -  )

واین همان شرکت ڀذیری در جمع است و شایسته بود تا مثالهایی در این قسمت با ڀرانتز آورده می شد تا این مفهوم بهتر در ذهن دانش آموز جای گیرد

معرفی خصوصیات حلقه ای اعداد صحیح از صفحه 29 کتاب درسی با معرفی عمل دوم – که همان ضرب است – شروع می شود و حالا با نگاهی ریزبینانه تر نسبت به خصوصیات حوزه صحیح z می ڀردازیم:

1-بسته بودن نسبت به ضرب:

در صفحات 29 تا 35 کتاب درسی  به چهار حالت ضرب اعداد صحیح جزء به جزء ڀرداخته شده است و در نتیجه بسته بودن آن را ثابت می کند

2- توزیع ڀذیری ضرب نسبت به جمع از چڀ و راست:

توزیعڀذیری جمع نسبت به جمع از چڀ و راست در تمرین 3 از صفحه 35 کتاب درسی آورده شده است و در چهار قسمت به توزیڀذیری ضرب نسبت به جمع از چڀ و راست ڀرداخته شده است

3-شرکت ڀذیری در ضرب :

 تمرین 2 صفحه 39 شش تمرین از آن آورده شده است وکه دقیقاً مفهوم جبری آن را به ذهن متبادر می کند و از آنجا که سه مثال سمت چڀ دقیقاً در سمت راست تکرار شده است و فقط جای ڀرانتز های آن تغییر کرده است مفهوم شرکت ڀذیری را به خوبی در ذهن دانش آموز هک می کند بعنوان مثال:

                       ((4-) × (3+) )× ( 2- ) = (4-) × ((3+) × ( 2- ) ) 

شایسته بود که با ارائه مثالی تعویض ڀذیری ضرب نیز نشان داده می شد از آنجا که دانش آموز با هیچ حلقه دیگری – که مقسوم علیه صفر داشته باشد – تا این ڀایه آشنا نشده است هویداست که Z مقسوم علیه صفری نخواهد داشت و عضو یک را هم که داراست و حوزه صحیح بودن آن در کلاس دوم راهنمایی به ڀایان می رسد

مبنا :

ساختارهای جبری متناهی – مانند P –گروهها -  از اهمیت خاصی در جبر برخوردارند لذا آشنایی با مبناها یکی از ضروریات اصلی تدریس جبر به شمار می رود که این مبحث در صفحات 48 تا 57 کتاب درسی آورده شده است کثرت استفاده از مبناهای اول –مانند 2و3و5 – نشانگر توجه خاص مولفان به مبحث جبری آن بوده است و شاید مقدمه ای بر اینکه Zp  ها میدانند و چه خوب بود که مبناها با توجه به گسست این مطلب تا دانشگاه در یکی از ڀایه های دبیرستان با وسعت بیشتری دنبال می شد

جایگشت:

در صفحه 39 از کتاب درسی دو مساله از جایگشت آورده شده است:

در مساله اول که فقط مفهوم جایگشت را به ذهن متبادر می کند آمده است: همه ڀاسخ های ممکن برای کامل کردن عبارت زیر را ڀیدا کنید به شرط اینکه بجای      و        فقط عددهای صحیحی را قرار دهید که  12- =        ×           .

اما در مسله دوم که مساله اول مقدمه ای برای آن بود می آورد  

حسین با میله های چوبی و گلوله هایی به رنگ قرمز و آبی می خواهدتعدادی کاردستی مانند شکل زیر ---مربع هایی با گلوله هایی رنگی در اطراف آن – بسازد با توجه به رنگ گلوله ها چند نوع شکل متفاوت می تواند بسازد؟ اگر گلوله ها از سه رنگ متفاوت باشند چند نوع شکل متفاوت می تواند بسازد؟

که در این مساله هم به حالت مشکل تر جایگشت ڀرداخته است وهم مقدمه ای برای گروههای جایگشت ڀذیر وهم مقدمه ای برای ورود به گروه چند وجهی از مرتبه 2 و 3 و 4 است. 

 

میدان اعداد گویاQ:

در صفحه 113 از کتاب درسی به معرفی اعداد گویا ڀرداخته شده است ودر قسمت تساوی کسرهای گویا به یکتایی اعداد گویا می ڀردازد و با نوشتن کسرهای مساوی از همان ابتدا به دانش آموز می فهماند که این کسرها در حقیقت یکی هستند

در تمرین کار در کلاس صفحه 116 با دادن سئوالاتی نظیر بردار 5- ابتدا در 3/4­+ و بردا 4 + ابتدا در 4 + را رسم کنید به تفاوت دو مجموعه اعداد گویا و اعداد صحیح می ڀردازد

در صفحه 116 و در ڀایین آن به معرفی قرینه یک عدد گویا می ڀردازد تا یکی دیگر از خصوصیات گروهی اعداد گویا بڀردازد

در صفحه 123 با ارائه دومثال

 

آشنایی با حلقه چند جمله ایها:

یکی از مهمترین و حساس ترین قسمت های جبر حلقه چند جمله ایهاست و ڀایگذاری درست آن ضروری به نظز می رد اولین آشنایی دانش آموزان با عبارتهای جبری در کلاس دوم راهنمایی اتفاق می افتد اگر چه برای تصویر کردن هر چه بیشتر در ذهن دانش آموز از مفاهیم هندسی نظیر محیط و مساحت استفاده شده است اما جایگذاری یک حرف به جای تعداد نا متناهی عدد بخوبی بیان شده است

 

معادله

ادامه دارد

گوشه هايي از افتخارات تاريخي ايرانيان:

  • گوشه هايي از افتخارات تاريخي ايرانيان:
  • اولين مردماني كه سيستم فاضلاب شهري را اختراع كردند ايرانيان بودند
  • اولين مردماني كه اسب و حيوانات خانگي را رام و تربيت كردند ايرانيها بودند
  • ايراني ها براي اولين بار در شهر سيلك در اطراف كاشان فلزات را ذوب كردند
  • اولين انسانهايي كه مس را كشف كردند ايراني ها بودند
  • اولين انسانهايي كه آتش را كشف كردند ايراني ها بودند
  • اولين كساني كه نخ را كشف كردند و به ريسيدن آن پرداختند ايراني ها بودند
  • اولين مردماني كه سكه را در جهان ضرب كردند ايراني ها بودند
  • اولين كساني كه براي خوشبو كردن بدن عطر ساختند ايراني ها بودند
  • اولين بار در جهان ايرانيان كشتي يا زورق ساختند
  • اولين ارتش سواره نظام توسط سام با 115 سرباز ايجاد شد
  • اولين مردماني كه در 7000 سال پيش الفبا را اختراع كردند مردماني از جنوب ايران بودند
  • اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن در منازل خود استفاده كردند ايرانيان بودند
  • اولين كساني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند
  • اولين مردماني كه كرويت زمين را كشف كردند ايراني ها بودند ابوريحان بيروني قرنها پيش از گاليله به چرخش زمين بدور خورشيد پي برده بود
  • اولين كساني كه مقياس را براي سنجش اجسام كشف كردند ايرانيها بودند
  • ارتش داريوش و ايراني ها اولين كساني بودند كه قاره امريكا را كشف كردند و كريستف كلمب و واسكودوگاما با خواندن كتابهاي ايراني در كتابخانه واتيكان به فكر سفر به اين قاره افتادند
  • اولين هنرستان فني و حرفهاي در شوش توسط كورش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد
  • اولين سروده هاي جهان گاتهاي زرتشت است كه به عنوان نخستين اشعار جهاني برگزيده شده است
  • اولين سد بزرگ توسط داريوش و بر روي رودخانه سند براي جلوگيري از كم آبي در هند احداث شد
  • برق و باطري براي اولين بار توسط ايرانيان و در زمان حكومت اشكانيان كشف شد كه در سال 1938 توسط كونيگ آلماني به ثبت رسيد و هم اكنون در موزه بغداد نگهداري مي شود
  • اولين ساختمانهاي ضد زلزله توسط ايرانيها در عصر هخامنشي ساخته شد در2500 سال پيش  مجتمع پاسارگاد تحمل 7 ريشتر زلزله را داشت اين بناها بر روي دو پي قرار داشتند كه جزء جديدترين تكنولوژي هاي روز جهان قرار دارد
  •  
  •  
  •  

پيدايش مثلثات

پیدایش مثلثات

 


از نامگذاری «مثلثات» می توان حدس زد كه این شاخه از ریاضیات دست كم در آغاز پیدایش خود به نحوی با «مثلث» و مسئله های مربوط به مثلث بستگی داشته است. در واقع پیدایش و پیشرفت مثلثات را باید نتیجه ای از تلاش های ریاضیدانان برای رفع دشواری های مربوط به محاسبه هایی دانست كه در هندسه روبه روی دانشمندان بوده است.
در ضمن دشواری های هندسی، خود ناشی از مسئله هایی بوده است كه در اخترشناسی با آن روبه رو می شده اند و بیشتر جنبه محاسبه ای داشته اند. در اخترشناسی اغلب به مسئله هایی بر می خوریم كه برای حل آنها به مثلثات و دستورهای آن نیازمندیم. ساده ترین این مسئله ها، پیدا كردن یك كمان دایره (بر حسب درجه) است، وقتی كه شعاع دایره و طول وتر این كمان معلوم باشد یا برعكس، پیدا كردن طول وتری كه طول شعاع دایره و اندازه كمان معلوم باشد. می دانید سینوس یك كمان از لحاظ قدر مطلق برابر با نصف طول وتر دو برابر آن كمان است. همین تعریف ساده اساس رابطه بین كمان ها و وترها را در دایره تشكیل می دهد و مثلثات هم از همین جا شروع شد.
كهن ترین جدولی كه به ما رسیده است و در آن طول وترهای برخی كمان ها داده شده است متعلق به هیپارك، اخترشناس سده دوم میلادی است و شاید بتوان تنظیم این جدول را نخستین گام در راه پیدایش مثلثات دانست. منه لائوس ریاضیدان و بطلمیوس اخترشناس (هر دو در سده دوم میلادی( نیز در این زمینه نوشته هایی از خود باقی گذاشته اند. ولی همه كارهای ریاضیدانان و اخترشناسان یونانی در درون هندسه انجام گرفت و هرگز به مفهوم های اصلی مثلثات نرسیدند.
نخستین گام اصلی به وسیله آریابهاتا، ریاضیدان هندی سده پنجم میلادی برداشته شد كه در واقع تعریفی برای نیم وتر یك كمان _یعنی همان سینوس- داد. از این به بعد به تقریب همه كارهای مربوط به شكل گیری مثلثات (چه در روی صفحه و چه در روی كره) به وسیله دانشمندان ایرانی انجام گرفت.
خوارزمی نخستین جدول های سینوسی را تنظیم كرد و پس از او همه ریاضیدانان ایرانی گام هایی در جهت تكمیل این جدول ها و گسترش مفهوم های مثلثاتی برداشتند. مروزی جدول سینوس ها را تقریبا ۳۰ درجه به ۳۰ درجه تنظیم كرد و برای نخستین بار به دلیل نیازهای اخترشناسی مفهوم تانژانت را تعریف كرد.
جدی ترین تلاش ها به وسیله ابوریحان بیرونی و ابوالوفای بوزجانی انجام گرفت كه توانستند پیچیده ترین دستورهای مثلثاتی را پیدا كنند و جدول های سینوسی و تانژانتی را با دقت بیشتری تنظیم كنند. ابوالوفا با روش جالبی به یاری نابرابری ها توانست مقدار سینوس كمان ۳۰ دقیقه را پیدا كند و سرانجام خواجه نصیرالدین طوسی با جمع بندی كارهای دانشمندان ایرانی پیش از خود نخستین كتاب مستقل مثلثات را نوشت.
بعد از طوسی، جمشید كاشانی ریاضیدان ایرانی زمان تیموریان با استفاده از روش زیبایی كه برای حل معادله درجه سوم پیدا كرده بود، توانست راهی برای محاسبه سینوس كمان یك درجه با هر دقت دلخواه پیدا كند. پیشرفت بعدی دانش مثلثات از سده پانزدهم میلادی و در اروپای غربی انجام گرفت. یك نمونه از مواردی كه ایرانی بودن این دانش را تا حدودی نشان می دهد از این قرار است: ریاضیدانان ایرانی از واژه «جیب» (واژه عربی به معنی «گریبان») برای سینوس و از واژه «جیب تمام» برای كسینوس استفاده می كردند.
وقتی نوشته های ریاضیدانان ایرانی به ویژه خوارزمی به زبان لاتین و زبان های اروپایی ترجمه شد، معنای واژه «جیب» را در زبان خود به جای آن گذاشتند: سینوس. این واژه در زبان فرانسوی همان معنای جیب عربی را دارد. نخستین ترجمه از نوشته های ریاضیدانان ایرانی كه در آن صحبت از نسبت های مثلثاتی شده است، ترجمه ای بود كه در سده دوازدهم میلادی به وسیله «گرادوس كره مونه سیس» ایتالیایی از عربی به لاتینی انجام گرفت و در آن واژه سینوس را به كار برد. اما درباره ریشه واژه «جیب» دو دیدگاه وجود دارد: «جیا» در زبان سانسكریت به معنای وتر و گاهی «نیم وتر» است.
نخستین كتابی كه به وسیله فزازی (یك ریاضیدان ایرانی) به دستور منصور خلیفه عباسی به زبان عربی ترجمه شد، كتابی از نوشته های دانشمندان هندی درباره اخترشناسی بود. مترجم برای حرمت گذاشتن به نویسندگان كتاب، «جیا» را تغییر نمی دهد و تنها برای اینكه در عربی بی معنا نباشد، آن را به صورت «جیب» در می آورد. دیدگاه دوم كه منطقی تر به نظر می آید این است كه در ترجمه از واژه فارسی «جیپ»- بر وزن سیب- استفاده شد كه به معنی «تكه چوب عمود» یا «دیرك» است. نسخه نویسان بعدی كه فارسی را فراموش كرده بودند و معنای «جیپ» را نمی دانستند، آن را «جیب» خواندند كه در عربی معنایی داشته باشد.

منبع:

سازمان آموزش و پرورش استان خراسان

 

ابوالوفاي بوزجاني و دوران او:

ابوالوفاي بوزجاني و دوران او:

 

محمّد بن محمّد بن يحيي بن اسماعيل بن عباس ، معروف به ابوالوفاي بوزجاني، رياضي‌دان و اخترشناس سده‌ي چهارم هجري قمري در اول رمضان 328 در بوزجان (تربت جام امروزي)، در مرز خراسان و افغانستان زاده شد. مقدمات رياضيات زمان را، همان‌جا، نزد دايي و عمويش فرا گرفت. در سن 20 سالگي به بغداد رفت

 

محمّد بن محمّد بن يحيي بن اسماعيل بن عباس ، معروف به ابوالوفاي بوزجاني، رياضي‌دان و اخترشناس سده‌ي چهارم هجري قمري در اول رمضان 328 در بوزجان (تربت جام امروزي)، در مرز خراسان و افغانستان زاده شد. مقدمات رياضيات زمان را، همان‌جا، نزد دايي و عمويش فرا گرفت. در سن 20 سالگي به بغداد رفت و نزد اساتيد مختلفي به تحصيل خود ادامه داد. وي پس از مدتي به يكي از دانشمندان مشهور زمان خود تبديل شد و با دانشمندان هم‌عصر خود،  مكاتبات علمي داشت.به عنوان مثال:وقتي ابوريحان در خوارزم بود، براي رصد همزمان گرفتگي ماه، با بوزجاني كه در بغداد بود، قرار گذاشتند تا نتيجه‌ي دو رصد كه در دو نقطه‌ي مختلف انجام مي گرفت را با هم مقايسه كنند. ابوالوفا بر بسياري از آثار پيشينيان (ايراني و يوناني) مثل "مقدمات" اقليدس، "جبر و مقابله" خوارزمي، "جبر" ديوفانت، "مجسطي" بطلميوس و غيره تفسير نوشت. خود نيز ابتكارات و نوآوري‌هاي بسياري در هندسه و مثلثات دارد. سرانجام وي در سوم رجب 388 در بغداد درگذشت.
آن چه كه در آثار ابوالوفا جلب توجه مي‌كند توجه خاص او به كاربرد آثارش است. به طور مثال وي در كتاب حساب عملي خود، دو بخش اول را به بحث‌هاي نظري اختصاص مي‌دهد و سپس، از بخش سوم تا هفتم، تلفيقي از رياضيات نظري و كاربردي را مطرح مي‌كند. دو كتاب ديگر بوزجاني به نام هاي :"آن چه از علم حساب مورد نياز كاتبان و حسابگران است" و "آن چه از اعمال هندسي مورد نياز صنعتگران است"، نمونه‌هاي مشخصي از نوع كاربردي رياضيات اين دوره است. بوزجاني در كتاب اعمال هندسي خود به شكل‌هاي فضايي هم مي پردازد و به خصوص درباره‌ي رسم شكل روي كره و ساختن چند وجهي‌هاي منتظم و نيمه‌منتظم، مسأله‌هاي متعددي را حل مي‌كند. در ضمن شكل‌هاي زينتي هندسي را هم كه در گل‌دوزي، قالي‌بافي و كاشي‌كاري، كاربرد دارند،فراموش نمي‌كند.
جرج سارتن(مورخ مشهور)نيمه ي دوم سده‌ي دهم ميلادي (نيمه‌ي دوم سده‌ي چهارم قمري) را "عصر ابوالوفا" مي‌نامد. در اين دوره، اروپا دچار پراكندگي، كشمكش و زد و خوردهاي قومي بود. اروپايي كه نظام ارباب رعيتي از يك طرف و تسلط آموز‌ش‌هاي كليسا از طرف ديگر،راه را بر هرگونه پيشرفت دانش بسته بود .

در شرق،حكومت خليفه ي بغداد دچار ضعف و تزلزل شده بود و مردم در فقر و نگراني به سر مي بردند.چين،هند و ژاپن نيز در ركود علمي بودند.

در چنين شرايطي، در ايران وضع به گونه‌اي ديگر بود.در زمان تولد ابوالوفا، سامانيان بر خراسان تسلط داشتند كه به زبان و ادب فارسي و سنت‌هاي ايراني علاقمند بودند.به جز اين، سامانيان نسبت به مذاهب ديگر سخت گير نبودند و اين، زمينه را براي آرامش دانشمندان و رونق گرفتن دانش فراهم آورد. در اين دوره،تعداد دكان‌هاي كتاب‌فروشي افزايش يافت،كتابخانه‌هاي بزرگي ساخته شدند و مدرسه‌هايي براي تعليم دانش پديد آمدند. در اين دوره دانشمندان بزرگي نظير:ابوريحان بيروني و ابن‌سينا مي‌زيسته‌اند. رياضي‌دانان ايراني در اين دوره، تنها مترجمان و مفسران رياضيات يوناني نبودند، بلكه خود يك دوره‌ي كامل از تكامل رياضيات را شكل دادند .


منبع: سرگذشت رياضيات
نوشته ي: پرويز شهرياري