از نامگذاری «مثلثات» می توان حدس زد كه این شاخه از ریاضیات دستكم در آغاز پیدایش خود به نحوی با «مثلث» و مسئله های مربوط به مثلث بستگی داشتهاست. در واقع پیدایش و پیشرفت مثلثات را باید نتیجه ای از تلاش های ریاضیدانان برایرفع دشواری های مربوط به محاسبه هایی دانست كه در هندسه روبه روی دانشمندان بودهاست. در ضمن دشواری های هندسی، خود ناشی از مسئله هایی بوده است كه در اخترشناسیبا آن روبه رو می شده اند و بیشتر جنبه محاسبه ای داشته اند. در اخترشناسی اغلب بهمسئله هایی بر می خوریم كه برای حل آنها به مثلثات و دستورهای آن نیازمندیم. سادهترین این مسئله ها، پیدا كردن یك كمان دایره (بر حسب درجه) است، وقتی كه شعاع دایرهو طول وتر این كمان معلوم باشد یا برعكس، پیدا كردن طول وتری كه طول شعاع دایره واندازه كمان معلوم باشد. می دانید سینوس یك كمان از لحاظ قدر مطلق برابر با نصف طولوتر دو برابر آن كمان است. همین تعریف ساده اساس رابطه بین كمان ها و وترها را دردایره تشكیل می دهد و مثلثات هم از همین جا شروع شد. كهن ترین جدولی كه به مارسیده است و در آن طول وترهای برخی كمان ها داده شده است متعلق به هیپارك، اخترشناسسده دوم میلادی است و شاید بتوان تنظیم این جدول را نخستین گام در راه پیدایشمثلثات دانست. منه لائوس ریاضیدان و بطلمیوس اخترشناس (هر دو در سده دوم میلادی( نیز در این زمینه نوشته هایی از خود باقی گذاشته اند. ولی همه كارهای ریاضیدانان واخترشناسان یونانی در درون هندسه انجام گرفت و هرگز به مفهوم های اصلی مثلثاتنرسیدند. نخستین گام اصلی به وسیله آریابهاتا، ریاضیدان هندی سده پنجم میلادیبرداشته شد كه در واقع تعریفی برای نیم وتر یك كمان _یعنی همان سینوس- داد. از اینبه بعد به تقریب همه كارهای مربوط به شكل گیری مثلثات (چه در روی صفحه و چه در رویكره) به وسیله دانشمندان ایرانی انجام گرفت. خوارزمی نخستین جدول های سینوسی راتنظیم كرد و پس از او همه ریاضیدانان ایرانی گام هایی در جهت تكمیل این جدول ها وگسترش مفهوم های مثلثاتی برداشتند. مروزی جدول سینوس ها را تقریبا ۳۰ درجه به ۳۰درجه تنظیم كرد و برای نخستین بار به دلیل نیازهای اخترشناسی مفهوم تانژانت راتعریف كرد. جدی ترین تلاش ها به وسیله ابوریحان بیرونی و ابوالوفای بوزجانیانجام گرفت كه توانستند پیچیده ترین دستورهای مثلثاتی را پیدا كنند و جدول هایسینوسی و تانژانتی را با دقت بیشتری تنظیم كنند. ابوالوفا با روش جالبی به یارینابرابری ها توانست مقدار سینوس كمان ۳۰ دقیقه را پیدا كند و سرانجام خواجهنصیرالدین طوسی با جمع بندی كارهای دانشمندان ایرانی پیش از خود نخستین كتاب مستقلمثلثات را نوشت. بعد از طوسی، جمشید كاشانی ریاضیدان ایرانی زمان تیموریان بااستفاده از روش زیبایی كه برای حل معادله درجه سوم پیدا كرده بود، توانست راهی برایمحاسبه سینوس كمان یك درجه با هر دقت دلخواه پیدا كند. پیشرفت بعدی دانش مثلثات ازسده پانزدهم میلادی و در اروپای غربی انجام گرفت. یك نمونه از مواردی كه ایرانیبودن این دانش را تا حدودی نشان می دهد از این قرار است: ریاضیدانان ایرانی از واژه «جیب» (واژه عربی به معنی «گریبان») برای سینوس و از واژه «جیب تمام» برای كسینوساستفاده می كردند. وقتی نوشته های ریاضیدانان ایرانی به ویژه خوارزمی به زبانلاتین و زبان های اروپایی ترجمه شد، معنای واژه «جیب» را در زبان خود به جای آنگذاشتند: سینوس. این واژه در زبان فرانسوی همان معنای جیب عربی را دارد. نخستینترجمه از نوشته های ریاضیدانان ایرانی كه در آن صحبت از نسبت های مثلثاتی شده است،ترجمه ای بود كه در سده دوازدهم میلادی به وسیله «گرادوس كره مونه سیس» ایتالیاییاز عربی به لاتینی انجام گرفت و در آن واژه سینوس را به كار برد. اما درباره ریشهواژه «جیب» دو دیدگاه وجود دارد: «جیا» در زبان سانسكریت به معنای وتر و گاهی «نیموتر» است. نخستین كتابی كه به وسیله فزازی (یك ریاضیدان ایرانی) به دستور منصورخلیفه عباسی به زبان عربی ترجمه شد، كتابی از نوشته های دانشمندان هندی دربارهاخترشناسی بود. مترجم برای حرمت گذاشتن به نویسندگان كتاب، «جیا» را تغییر نمی دهدو تنها برای اینكه در عربی بی معنا نباشد، آن را به صورت «جیب» در می آورد. دیدگاهدوم كه منطقی تر به نظر می آید این است كه در ترجمه از واژه فارسی «جیپ»- بر وزنسیب- استفاده شد كه به معنی «تكه چوب عمود» یا «دیرك» است. نسخه نویسان بعدی كهفارسی را فراموش كرده بودند و معنای «جیپ» را نمی دانستند، آن را «جیب» خواندند كهدر عربی معنایی داشته باشد.
منبع:
سازمان آموزش و پرورش استان خراسان
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 17:13 توسط اسفنديار خواجوي
|